رانده به هر کوی و گذر ره به سیاهی بردیم...

از همین اول صبح به سر و کله هم می زنند. رعایت حال هیچ مخلوق دیگری را هم نمی کنند. همین گنجشک ها را می گویم. نمی دانم ؛ انگارخدا این ها را با قیل و قال عجین کرده... درست شبیه بعضی از خودمان که وقتی به چیزی که می خواهیم نمی رسیم، فلک تا فلک همه جا را بهم می زنیم که اینچنین و آن چنان! فهمیده و نفهمیده از روی دلمان تصمیم می گیریم و با وجود داشتن عقل سلیم و تکمیل، تباه می کنیم .به ما یاد نداده اند هوای همدیگر را داشتن یعنی چه! نگفته اند که زیاد گله مند و شاکی بودن یعنی کم بودن تحمل !زیر پای هم را خالی کردن باز یعنی همین کم بودن تحمل! خیلی راحت، از هم دیگر می گذریم که خودت نگهدار خودت. همین دیگر ! نوستالژی هم دارد برایمان...حظ هم می کنیم !واقعا ما آدم ها در این روزگار کوتاه عمرمان فقط باعث تعجب پروردگارمان می شویم!
باور کنید برای " آهنی شدن "این روزهایمان باید فکری برداریم یا حداقل قیچی ها را زمین بگذاریم و برای رشد بال های همدیگر فرصت ساز باشیم ... .
/ 5 نظر / 46 بازدید
سامان

[گل][گل]سلام وبلاگ بسیار زیبایی دارید ?? ?? ?? ??

حامد

از حرفی که گفتم پوزش دارم . انسان موجود عجیب و ناشناخته ای نیست دو چیز بقول شیللر داشته باشد برایش مهم نیست ... یک محافظه کار همیشه باید گنگ حرف بزنه زیاد واضح بودن در این بند بلا به نفع هیچ کس نیست . درود و بدرود

وحید53

زیباترین آوای آفرینش صدای گنجیشکاس اول صبح و وقتی می خاد هوا تاریک بشه

م.ن.آزادانی

خیلی عالی بود [گل][گل][گل] واقعا ما آدم ها در این روزگار کوتاه عمرمان فقط باعث تعجب پروردگارمان می شویم!

پرچین خاطره

چقدر زیباست این نوشته؛ گاهی چقدر دلم از بعضی آدمهای این روزگار میگیره