با تو خاطره ها از خاطره ها می گویم...

با تو از "خاطره ها" می گویم
با تو از هر چه صفا، هرچه خدا
با تو از هر چه قشنگیست، رهاییست
 نفس های پر از عشق الهیست
با تو از پنجره ها، روشنی نور
قطره ای از تپش بارش یک ابر بهاری
با تو از خویش و ز دلدادگی آن شب و آن کوچه ی غمگین
که بلورین شده از قصه ی لیلی و 
سپرده به دل خسته ی مجنون
با تو از "فاصله ها" می گویم....

 سحرگاه فروردین/94
/ 3 نظر / 42 بازدید
پرچین خاطره

سلام مهربان بانو سال نو بر شما مبارک؛ امیدوارم سال خیلی خوبی رو شروع کرده باشید و به خوشی و سلامتی هم به پایان برسونید ببخشید که زودتر نیومدم خدمتتون برای تبریم سال نو چند روز مونده به عید، پدربزرگم فوت کرد و نتونستم بیام نت؛ هنوزم راستشو بخواین دل و دماغ تأیید نظرات و نوشتن و سر زدن به بقیه ی دوستانو ندارم، شما همیشه به من لطف داشتین و امیدوارم عذر تقصیرمو بپذیرید؛ نوشته های شما همیشه زیبا و آرامش بخش اند؛ برقرار باشید مهربان[گل][گل][گل]

عاشق کوهستان

به به ... سلام و درود[دست][دست] سال نو بر شما مبارک و همچنین ولادت حضرت زهرا(س)[گل][گل]

علی محیط

با تو از خاطره ها کار قشنگی بود فقط یکی دو جا در خوندنش سکته ایجاد میشد مثلا با تو از پنجره ها ، روشنی نور باید بیشتر کار بشه ولی کار خوب و زیبایی است آفرین داری -- خیلی هم داری